الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

107

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

زمين‌شناسى ، زيست‌شناسى ، حيوان‌شناسى ، جنين‌شناسى ، كيهان‌شناسى ، وظائف الاعضاء و رشته‌هاى مختلف علمىِ مربوط به ساختمان بدن انسان و حيوان و هرگونه مطالعه در كائنات اين عالم و روابط آنها با يكديگر ، همه و همه اين برهان قصد و عنايت را گسترده‌تر از آنچه تصوّر مىشود ، عرضه مىدارد كه شرح آن با نوشتن كتابهاى بسيار هم به پايان نمىرسد . در نهج‌البلاغه خطبه‌هايى هست مشحون از برهان قصد و عنايت كه از جملهء آنها خطبهء نخستين است كه حضرت مىفرمايد : وَ نَشَرَ الرِّياحَ بِرَحمَتِه ، وَ وَتَّدَ بِالصُّخورِ مَيَدانَ أَرضِه . بادها را به رحمت خود پراكنده ساخت ، و زمينش را به سنگهاى بزرگ و سخت ، ميخكوب و استوار كرد . و نيز در ضمن همين خطبه مىفرمايد : أَجالَ ( أَحالَ ) الأَشياءَ لِأَوقاتِها ، وَ لَأَمَ بَينَ مُختَلِفاتِها ، وَ غَرَّزَ غَرائِزَها ، وَ أَلزَمَها أَشباحَها عالِماً بِها قَبلَ ابتِدائِها ، مُحيطاً بِحُدودِها وَ انتِهائِها ، عارِفاً بِقَرائِنِها وَ أَحنائِها . اشياء را جولان داد و به گردش درآورد براى اوقات آنها « 1 » ( يا : اشياء را به وقتهاى آنها حواله داد ) ، [ تا هر كدام در وقت مقرّر پديد آيند و در وقت مقرّر نمو كنند و به رشد و كمال حالات خود برسند ] ، و در ميان امور گوناگون آنها سازش و همبستگى قرار داد ، و هر يك را به غريزه‌اى اختصاص داد ( يعنى طبايع و خاصيّتهاى آنها را در آنها قرار داد ) ، و اشباح و اشخاص آنها را ملازمشان گردانيد در حالى كه به آنها پيش از آغازشان دانا بود ، و به حدود و پايانشان احاطه داشت ، و به نفوس و جوانبشان ( يا : به آنهايى كه با هم قرين

--> ( 1 ) . ممكن است مراد اين باشد كه در اوقات مختصّ به خودشان و در نظام وسعت آنها به جريان‌انداخت .